دکتر شوآن اندرو (Shawn Andrews) عضو شوراهای فوربز (Forbes) می‌گوید: «من به عنوان یک متخصص مطالعات جنسیتی، تقریباً تمام وقت خود را صرف گفتگو، تدریس و نوشتن درباره موضوعات مرتبط با جنسیت می­‌کنم.
این مباحث شامل تأثیر جنسیت بر رهبری گروه، پیشرفت شغلی، هوش هیجانی، بی‌عدالتی‌های جنسی، وظایف و نگرش جنسی است. 

در واقع، من علاقه‌مندم که بدانم چه عواملی بر تفکرات جنسیتی تأثیر می‌گذارند، چگونه جنسیت بر طرز تفکر درباره خودمان و دیگران، چگونگی رفتار ما و تعریف ما از خود و چیزی که در کار و زندگی می‌خواهیم به آن برسیم، تاثیر می‌گذارد؟!»  

جامعه‌پذیری، به عنوان فرآیند یادگیری رفتاری که برای جامعه قابل پذیرش است، هم مرد و هم زن را تحت­ تاثیر قرار می‌دهد و خیلی زود با پتوهای صورتی یا آبی که ما اغلب در بدو تولد با آنها پوشانده می‌شویم، شروع می­‌شود.
آنچه والدین، معلمان، مربیان و دوستان به ما یاد می­‌دهند، آنچه که از کارتون، کتاب، مجله و فیلم‌­هایی که تماشا می­‌کنیم جذب می‌کنیم، می‌تواند نمونه‌هایی از آن باشد. جامعه‌پذیری نیروی قدرتمندی است که فشار زیادی بر ما وارد می­‌کند تا با تفکرات و پندار اجتماعی، سازگار شویم. 

به علاوه، فرهنگ خانوادگی، برپایه نژاد و قومیت، به همان اندازه تفکرات اجتماعی، قدرتمند است و از اوایل زندگی آغاز می‌شود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، انتظار می‌رود زنان مسئول اموری باشند که مردان زیر بار انجام آن نمی‌روند، بنابراین فشارهای بیشتری بر دختران و زنان وارد می‌شود تا به شکل مشخصی عمل کنند.
معمولا انتظار می‌رود که خواهر و برادرهای بزرگتر از خواهر و برادرهای کوچکتر مراقبت کنند، اما در بسیاری از فرهنگ‌های آسیایی، هندی، اسپانیایی و لاتین، معتقدند که دختران (حتی اگر کوچکترین عضو باشند) باید از ذکور خانواده مراقبت کنند.

بیشتر بدانید...

سلامت روان چیست؟

برمبنای پژوهش و یکی از کتاب‌هایم به نام "قدرت ادراک"، دوره آموزشی با عنوان "زنان و رهبری" طراحی کردم که در دو مدرسه کسب و کار در کالیفرنیا تدریس می‌شود.
در طول سه سالی که این دوره را راه‌اندازی کردم، با صدها دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد برخورد داشته‌ام و یکی از تکالیفی که به دانشجویان می­‌دهم، نوشتن یادداشت بازخورد جنسیتی است. در این تکلیف از شاگردانم می­‌خواهم تمام تأثیراتی که خانواده، دوستان، محله، مدارس، رسوم و عادات، آیین، نژاد، قومیت، رسانه‌­ها و شغل آنان بر هویت و وظایف جنسی آنان داشته‌اند را بنویسند.
در تمام این دوره‌ها، فرهنگ خانواده به عنوان یکی از بزرگترین عوامل موثر بر تفکرات و وظایف جنسیتی شناخته نام برده شده و به نظر می‌رسد که در بیشتر نژادها و قومیت‌ها نیز اینگونه باشد. 

به عنوان مثال، شاگردان من نماینده فرهنگ‌های کره‌ای، چینی، ویتنامی، ژاپنی، مکزیکی، هندی، ایتالیایی، گواتمالا و فیلیپینی هستند. در همه این فرهنگ‌ها، انتظارات مشترکی درباره وظایف جنسیتی و ارزش دختران و زنان در خانه و جامعه وجود دارد. 

یکی از شاگردانم توضیح می‌داد که مادربزرگ 90 ساله هندی‌اش حتی اگر مشکل جسمی و بیماری داشته باشد، با وجود چهار مرد بالغ در خانه، مجبور به پخت و پز و نظافت است.
شاگرد مکزیکی‌ام تعریف می‌کرد که از او انتظار می‌رود همه وعده‌های غذایی را بپزد و برای برادرانش که هرگز برای یادگیری مهارت‌های زندگی آموزش داده نشده بودند، لباس نیز بشوید. به برادران وی گفته می‌شد که نیازی به یادگیری این مهارت‌ها ندارند، زیرا این یادگیری این مهارت‌ها "مختص به دختران" است.
شاگرد کره‌ای من از تمایل خود به ورزش در زمان جوانی گفت و اینکه  والدین خود را بارها و بارها التماس کرده، اما والدین او فقط اجازه آموختن پیانو را به او داده‌اند، زیرا پیانو "برای دختران مناسب‌تر" است. 

پیشنهاد مطالعه

شناخت و درک سلامت جنسی، چقدر اهمیت دارد؟!

یکی دیگر از دانشجویان آمریکایی_ فیلیپینی می­‌گفت: "در دوران دبیرستان خانواده‌­ام شرط کرده بودند که کارهای مدرسه­‌ی من و برادرم باید بر کارهایی مانند بیرون رفتن با دوستان یا داشتن روابط عاشقانه مقدم باشد. این مسئله برای من جدی بود، زیرا آموخته بودم که باید تابع خانواده باشم و والدین خود را زیر سؤال نبرم، اما برای خانواده‌م اینکه برادرانم چند بار کارهای دیگر را بر مدرسه اولویت دده اند، اصلا اهمیت نداشت و هر بار نیز مورد گذشت قرار می­‌گرفتند. زیرا به اعتقاد والدینم این رفتارها به دلیل "پسر بودن" آنهاست."
همین شاگرد معتقد بود که این تفکرات و فرهنگ خانواده بر مهارت‌های ارتباطی او اثر سوء داشته‌اند، زیرا اکنون در گفتگو و دفاع از خود دچار مشکل بود، به خصوص در روابط تیمی و در مواقعی که کشمکش یا اختلاف نظر به وجود می‌آمد، حتما نیاز به حمایت اکثریت داشت تا از بروز درگیری ممانعت به عمل آید. 

اغلب نادیده گرفتن برخی قوانین از سوی پسران کاملاً پذیرفته می‌شود و خانواده با آنها کنار می‌آید، اما انتظارات از دختران برای رعایت قوانین بسیار بیشتر است. این برخورد دوگانه با پسران و دختران، می‌تواند سبب شود که دختران برای گفتگو و ابراز نظر، تلاش برای دستیابی به اهداف جدید و مبارزه برای رسیدن به خواسته‌هایشان، ضعیف عمل کنند. به علاوه، عدم توانایی نه گفتن می‌تواند باعث این شود که دختران به افرادی مقلد و بازیچه جامعه، تبدیل شوند.  

تاثیر فرهنگ خانواده بر زنان به قدری عمیق است که حتی بر شخصیت، سعادت، آینده و علایق زنان جوان نیز تأثیر خواهد گذاشت.

چه کاری از دستمان برمی‌آید؟!

شاید خودتان تجربه‌هایی مشابه داشته باشید، اما باورهای قوی فرهنگی از کجا نشئت می‌گیرند؟! احتمال آن زیاد است که، از والدین و سایر بستگانتان نزدیک به شما منتقل شده باشند، زیرا این همان اعتقادات و تفکراتی است که به شما یاد داده شده که باید آنها را بپذیرید و صحیح هستند. از خودتان این سؤالات را بپرسید: 

  • آیا اعتقاداتتان درباره جنسیت میراث والدینتان است؟ 
  • در آینده به عنوان والدین، چه اعتقادات فرهنگی، انتظارات و ارزش‌هایی را به دخترانتان منتقل خواهید کرد؟ 
  • آیا دخترانتان نیز همانند پسرانتان هستند؟ و تفاوتی میان این دو جنس قائل نیستید؟
  • آیا سعی می­‌کنید در آموزش مهارت‌ها و دادن مسئولیت‌ به فرزندانتان، عدالت را رعایت کنید؟

سخن پایانی

وظایفی که در آنها تفکیک جنسیتی صورت گرفته، باید در خانه و خانواده، نابود شوند. ما باید به همه فرزندانمان، چه دختر و چه پسر، آشپزی، نظافت، شستن لباس­، تعمیر وسایل خانه _مهارت‌های اساسی زندگی برای هر بزرگسال_ و... را بیاموزیم. همچنین باید از بی‌عدالتی‌های فرهنگی در نحوه برخورد با دختران و پسران و تبعیضات جنسیتی که پیام­‌های ناخوشایندی را برای دختران‌مان می­‌فرستند، آگاه باشیم و از آنها پرهیز کنیم. 

باید انتظارات فرهنگی که زنان را مسئول چیزهایی می‌دانند که مردان مکلف به انجام آن‌ها نیستند، به چالش بکشیم. زنان نیز به اندازه مردان قابلیت موفقیت و زندگی سالم و پر از نشاط را دارند. تأدیب و تربیت کودکانمان باید منعکس‌کننده چنین طرز تفکری در ما باشد، تا فرزندان و زنانی شایسته تربیت کنیم. 

منبع: مجله فوربز